الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

39

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

تصور لفظ و معنى به چهار شكل زير مىباشد : « 1 » 1 - گاهى واضع ، لفظ عامى را براى معناى عامى وضع مىكند ( وضع عام موضوع له عام ) مثل اسامى اجناس . 2 - گاهى واضع ، لفظ عامى را براى معناى خاصى وضع مىكند ( وضع عام موضوع‌له خاص ) مثل ضمائر و اسماء اشاره و موصولات و حروف « 2 » .

--> ( 1 ) - حين الوضع وضع عام وضع عام وضع خاص وضع خاص بعد الوضع موضوع‌له عام موضوع‌له خاص موضوع‌له خاص موضع‌له عام ( 2 ) - مرحوم ميرزاى نائينى درباره اين قسم يعنى وضع عام موضوع‌له خاص مىفرمايند : واضع الفاظ ، شخص خاصى كه بين لفظ و معنى ايجاد علقه نمايد نمىباشد بلكه واضع الفاظ خداوند است . اما وضع الفاظ براى معانى مانند وضع احكام براى متعلقاتشان تشريعى نيست . همچنين وضع الفاظ براى معانى مانند وضع كائنات تكوينى نمىباشد بلكه مراد از واضع بودن اللّه جلا جلاله اين است كه حكمت بالغه خداوند اين گونه اقتضا مىكند كه بشر مقاصد خود را بوسيله الفاظ بيان كند . پس بناچار كشف وضع الفاظ براى معانى آنها از ناحيه خداوند مىباشد . حال اين نحوه ارتباط يا بوسيله وحى به نبى ، يا بوسيله الهام خداوند به بشر ، يا بوسيله قرار دادن اين قوه در وجود آنها بوجود مىآيد . حال مرحوم ميرزاى نائينى در مورد اين قسم ( وضع عام موضوع‌له خاص ) مىفرمايند صحت اين قسم متوقف بر اين است كه ، وضع و جعل از ناحيه شخص خاصى باشد تا بتواند آن لفظ عام را بازاء افراد و مصاديقش جعل كند و تو دانستى كه چنين واضع مخصوصى وجود ندارد بلكه واضع الفاظ خداوند است كه در بالا ذكر شد . لذا اين قسم ( وضع عام موضوع‌له خاص ) امكان دارد اما وقوع خير ( يعنى اقسام وضع طبق ايشان دو قسم است . مرحوم صاحب كفايه نيز اقسام وضع را دو قسم مىدانند كه در معناى حرفى بيان خواهد شد ) فوائد الاصول جلد 1 صفحه 30 و 31 از اين چهار قسم در دو قسم اختلافى ميان علماء در امكان و وقوعش نيست در مورد وضع عام موضوع‌له خاص اختلافى در امكانش نيست اما در وقوعش اختلاف هست و در مورد قسم چهارم مشهور قائل به عدم امكان‌اش هستند چه برسد به وقوع‌اش . -